در هفته ای که گذشت،سریال خطا های داوری در تبریز به اوج خود رسیده و به میمنت و مبارکی بدون هیچ اظهار ندامت و پشیمانی از سوی فرد خطا کار،سر تیم ماشین سازی نیز بریده شد.
اگر ما اعتراض کنیم ،عسگری از کمیته داوران که خود در دوره قضاوتش داور درخشانی نبوده،دوباره داوران خطا کار را روی شانه خود قرار داده و آنها رابا فرشتگان آسمانی مقایسه خواهد کرد و باسیاست چماق و هویج سعی در مرعوب نمودن معترضین به امر داوری خواهد نمود.....
احتمالا او نیز چند صباحی دیگر مسند را به دیگری خواهد سپرد ولی مشکل همچنان بر جای خواهد ماند تشکیلات حرفه ای باید تمام ساختار های حرفه ای را دارا باشد.
نمی توان انتظار داشت داور آماتور در میدان مسابقه معجزه نماید. نباید از فرد خاطی حمایت کرد باید به این اصل که داوران نیز قابل خرید هستند اعتقاد داشت و راههای این امر را مسدود کرد.
کدام رئیس کمیته داوران می تواند قسم بخورد که مثلا فلان شخص قابل تطمیع نیست؟ چرا اسامی داوران خطا کار از طریق رسانه ها اعلام نمی شود ولی برای بازیکنان این امر اجرا می شود؟
چرا با یکی از مراکز دانشگاهی برای تربیت داوران خبره و تحصیل کرده وارد مذاکره نمی شویم؟چرا بعد از حق خوری تیم ها یک قورت و نیم کمیته داوران باقی است؟
اگر شما به این نوع داوری ها بها می دهید بدانید این ره که میروید به جایی نخواهد رسید .
حق خوری خشمزه نیست و بدانید علاوه بر اینکه در محضر حق باید جوابگو باشید ،جایگاه شما در نزد مردم هر روز متزلزلتر و زشت تر جلوه می کند ....
کمی زود از خواب خرگوشی بیدار شوید و بدانید مردم نسبت به کمیته داوران نگاه خوب و مثبتی ندارند...چرا؟...از خودتان بپرسید.
|